سمناکس اصل آمریکایی

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

پژوهشگران توانسته‌اند با بررسی سلول‌های مغزی مگس سرکه، روند پیر شدن سلول‌های مختلف را بررسی و توسط هوش مصنوعی آن را پیش‌بینی کنند. این کار می‌تواند به درمان ضایعات مغزی کمک فراوانی کند.

محققان یک گام به رؤیای جوانی طولانی مدت و افزایش عمر نزدیک شده‌اند. این پیشرفت در سایه پژوهش‌های مربوط به ژن‌های مؤثر در فرایند پیری سلول‌های مغزی صورت گرفته است. مگس سرکه، به صورت آزمایشی اولین موجودی است که این تحقیقات روی آن انجام شد. این پژوهش زیر نظر پروفسور آستین ارتز از موسسه بیولوژی فنلاند ادامه دارد. این تیم توانسته است اطلس سلول‌های مغزی را ترسیم کند که به درک روند پیری مغز در طول سال‌های عمر کمک شایانی می‌کند. نتیجه این مطالعات در مجله علمی Cell منتشر شده است. این اطلس سلولی به پژوهشگران اجازه خواهد داد تا روند پیشرفت بیماری‌های مختلف مغزی را به صورت جامع‌تری بررسی کنند.

هوش مصنوعی

دانشمندان در گام اول، مغز مگس سرکه را بررسی کرده‌اند که شامل بیش از ۱۰۰ هزار نوع سلول مختلف است و اندازه‌ای کوچک‌تر از تعداد سلول‌های مشابه در سایر جانداران دارد. دلیل این کوچکی مغز حشرات، وجود سلول‌های عصبی و نورون‌های مختلفی است که روابط پیچیده مغزی را در مگس کنترل می‌کنند. مغز انسان به‌مراتب پیچیده‌تر از این شبکه است اما شباهت‌هایی هم بین مغز انسان و مغز مگس سرکه وجود دارد.

هوش مصنوعی

کریستوفر دیوی، یکی از محققین دخیل در این پژوهش اعلام کرده است که استفاده از مغزهایی با اندازه کوچک‌تر، کار را برای نقشه‌برداری سلولی راحت‌تر نمی‌کند بلکه تلاش محققان برای بررسی سلول‌ها، معطوف به تمرکز روی تک‌تک سلول‌ها با روابط پیچیده در آن‌ها می‌شود. او می‌گوید:

بیش از ۱۵ هزار ژن و ۱۰۰ هزار سلول در مغز یک مگس سرکه وجود دارد. با یک برآورد کاملاً ساده می‌توان فهمید که باید میلیاردها رابطه پیچیده بین سلول‌ها و ژن‌ها را بررسی می‌کردیم تا بتوانیم نقشه‌ای جامع به عنوان اطلس سلولی به دست آوریم.

هوش مصنوعی

تنها راهی که می‌توانست به محققان در این زمینه کمک کند تا این داده‌های عظیم را آنالیز و بررسی کنند و بتوانند بر اساس آن اطلس سلولی را تشکیل دهند، هوش مصنوعی بود. این تیم با استفاده از داده‌هایی که در سنین مختلف از سلول‌های مغزی مگس سرکه به دست آورده بودند اقدام به آموزش هوش مصنوعی کردند تا بر اساس فراگیری‌های انجام شده، بتواند سن سلول‌ها را حدس و تخمین بزند. همانند سلول‌های مغزی انسان، مغز مگس سرکه هم دارای بخش‌های مختلفی برای بررسی حس‌های بویایی، حافظه، خواب و غیره است. محققان بیش از ۸۰ دسته مختلف از سلول‌های مغزی آن را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که عمر و سن همه این سلول‌ها یکسان نیست.

هوش مصنوعی

تلاش محققین در این برهه زمانی نوید گام‌های مؤثری برای درمان عارضه‌های مغزی است. اگر این تحقیقات به صورت انسانی ادامه پیدا کند، می‌توان با بررسی دیوار سلولی و روند کاری آن‌ها، عمر سلول را حدس زد و قبل از اینکه فرد دچار مشکلات مغزی شود، روند درمان را شروع کرد. علاوه بر عمر سلول، پزشکان می‌توانند، روند پیری در سلول‌های مغزی را هم رصد کرده و قبل از بروز هرگونه عارضه‌ای درمان مناسب را تجویز کنند.

هوش مصنوعی

دیوی می‌گوید:

ما برای رسیدن به این هدف لازم داریم که مدل سلولی و ابزارهای درک رفتار سلولی خودمان را پیشرفته‌تر کنیم.

دانشمندان دخیل در این برنامه می‌گویند که دست‌یابی به برنامه‌های عملی در این زمینه نیاز به همکاری‌های جدی سایر ارگان‌های پژوهشی دارد. به همین دلیل است که پژوهش پروفسور آرتز بخشی از یک کنسرسیوم بزرگ اروپایی به نام زمان زندگی (LifeTime) است که هدف اصلی‌اش ایجاد انقلابی بنیادی در درمان و پیشگیری از بیماری‌های سلولی در اثر پیری تدریجی آن‌ها است.

هوش مصنوعی

پروفسور ارتز اضافه می‌کند:

ما نتیجه تحقیقات خودمان را به صورت لایه باز در اختیار سایر محققان قرار داده‌ایم تا آن‌ها بتوانند به‌راحتی به آن دسترسی داشته باشند و از آن استفاده کنند. آن‌ها هم می‌توانند نتایج دستاوردهایشان را با ما به اشتراک بگذارند.

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

شرکت سامسونگ قابلیت قرار دادن ویدیو برای لاک اسکرین را با انتشار یک آپدیت برای گوشی‌های گلکسی اس ۸، گلکسی اس ۸ پلاس و گلکسی نوت ۸ هم فعال کرد.

قابلیت قرار دادن ویدیو به عنوان پس زمینه قفل صفحه، قابلیتی است که سامسونگ برای اولین بار در گوشی‌های گلکسی اس ۹ و اس ۹ پلاس خود منتشر کرد. اگرچه اعلام شده بود که این آپدیت به صورت انحصاری برای این دو گوشی ساخته شده اما اکنون می‌بینیم که این انحصار کمی از مرز‌های خود عقب نشینی کرده و آپدیت مذکور به گوشی‌های گلکسی اس ۸، گلکسی اس ۸ پلاس و گلکسی نوت ۸ هم در قالب پچ امنیتی ماه ژوئن راه پیدا کرده است.

این قابلیت به کاربران اجازه می‌دهد تا یک افکت ویدیویی را (مثل آنچه در عکس متحرک زیر می‌بینید) به عنوان والپیپر قفل صفحه قرار دهند. اگر این آپدیت در گوشی شما انجام شده است، می‌توانید با مراجعه به تنظیمات مربوط به پس زمینه گوشی خود، ویدیو پیش فرض سامسونگ و یا ویدیو دلخواه خود را برای قفل صفحه انتخاب کنید.

قفل ویدیویی صفحه

اگر این قابلیت را در بین تنظمیات خود مشاهده نمی‌کنید احتمالا تا انتشار کامل پچ امنیتی برای گوشی‌های سامسونگ باید منتظر بمانید. همچنین لازم به ذکر است که برخی کاربران گزارش داده اند که این قابلیت را در دو آپدیت مجزا دریافت کرده اند؛ یعنی یک آپدیت برای دیگر تغییرات و یک آپدیت دیگر مختص این قابلیت ویدیویی.

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

این هفته سه فیلم تازه اکران از جمله Sicario Day of the Soldado وارد جدول باکس آفیس شدند، ولی Jurassic World Fallen Kingdom و Incredible 2 از جایشان تکان نخوردند و پله‌های بالای جدول را تحت سلطه خود حفظ کردند.

ادامه فیلم Sicario با عنوان Sicario: Day of the Soldado اکران شد. فیلمی با بازی بنسیو دل تورو و جاش برولین همانند نسخه اولش نگاهی به جنگ مواد مخدر در آمریکا و مکزیک دارد و در اولین هفته اکرانش توانست جایگاه سوم را از آن خود کند. اگر از آقای شکیل اونیل و بسکتبال NBA و بسکتبالیست های آمریکا خوشتان می‌آید، این هفته فیلم Uncle Drew انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود. فروش نسبتاً موفق این فیلم که چند تن از چهره‌های سرشناس بسکتبال زنان و مردان آمریکا را در خود جای داده، چندان دور از انتظار نبود. Liongate ناشر هر دو فیلم Uncle Drew و  Sicario Day of the Soldado بود و این هفته را با اکران دو فیلم در باکس آفیس آغاز کرد.

اگر به یاد داشته باشید چند هفته پیش فیلم  Race 3  از سینمای هند، توانست خود را به جدول باکس آفیس نزدیک کند، اما موفق نشد جزو ۱۰ فیلم برتر قرار بگیرد، در این هفته فیلم Sanju به عنوان نماینده بالیوود بالاخره کار را تمام کرد و در جدول هفتگی جای گرفت. شاید بتوان گفت این جایگاه رو به رشد سینمای هند در نتیجه حمایت مردمی و حاصل صف‌های طولانی جلوی گیشه‌های سینمایش است. به جز فیلم‌های مذکور، فیلم Leave no trace با بازی Ben foster و باز هم مستند دیگری به اسم Three Identical Stranger با رتبه های ۲۰ و ۲۴ موفق‌ترین فیلم‌های تازه اکران بیرون جدول بودند و ما‌بقی تازه اکران‌ها به رتبه‌های زیر ۴۰ رضایت دادند.

همانطور که پیش‌بینی می‌شد، فیلم Avengers: Infinity War هم از باکس آفیس بیرون رفت و از همین الان فیلم جدید Ant-Man and the Wasp (نماینده جدید مارول) در جدول زنبیل گذاشته و جایش را رزور گرده است. راستش با فیلم‌های نه چندان جان‌دار جدول یک جورایی رتبه اول هفته آینده برایش قابل پیش‌‎بینی است.

در ادامه مروری خواهیم داشت بر سه فیلم تازه اکران Sicario Day of the Soldado ،Uncle Drew و Sanji! باید منتظر ماند و دید این سه فیلم تا چه مدت می‌توانند، در جدول جولان دهند و آیا دایناسورهای غول پیکر پارک ژوراسیک از ترس مرد مورچه‌ای صدر جدول را رها می‌کنند یا خیر. البته مستند Whitney در راه است و شاید بتواند گوشه چشمی به جایگاه دهم (جایگاه اخیر فیلم‌های مستند) داشته باشد.

در تماشای تریلرهای جدید فیلم‌های تازه اکران و مرور و بررسی آن‌ها با ما همراه باشید. در آخر هم طبق روال همیشه نگاهی خواهیم داشت به جدول ۱۰ فیلم پرفروش هفته!

 


Sicario: Day of the Soldado


سیکاریو 2 / Sicario Day of the Soldado

اگر یک دنیای موازی وجود داشته باشد، Sicario Day of the Soldado نسخه‌ای از The Revenant خواهد بود که بنیسیو دل تورو در آن به جای دی کاپریو ایفای نقش می‌کند. تصور چگونگی فیلم با توجه به قسمت اول کار سختی نیست. آلکساندرو که یک آدمکش حرفه‌ای است، نصف کارتل مکزیک را قتل عام می‌کند و این بار در موقعیت‌های خونین‌تری قرار می‌گیرد که گاهی اوقات به خاطر اکشن غیرقابل باور برایتان خنده‌دار جلوه می‌کنند. این اصلاً ویژگی بدی نیست و شاید نقطه قوت فیلم هم محسوب شود، مشکل اینجاست که Sicario ظاهراً ادویه ابرقهرمانیش را زیاد کرده و سعی دارد که بیشتر یک Logan باشد تا Leon! در واقع اضافه کردن اکشن زیاد وسترنی و روایت لطیف و هر از گاهی عاشقانه در ساختار فیلم خیلی جا نگرفته و فیلم استفاده چندانی از آن‌ها نمی‌کند، بلکه به سادگی از دستشان می‌دهد.

اگر فیلم (با کارگردانی استفانو سولیما) یک عنوان وسترن و تمام اکشن بود، شاید این المان‌ها جواب می‌داد، اما Sicario فرنچایزی است که (بدون این که نیازی داشته باشد) روی مشکلات مواد مخدر ایالات متحده، وحشت از جنگ‌های مرزی و (در قسمت جدید) حتی بر مشکلات مهاجرتی تمرکز دارد. به محض چند سکانس آغازین متوجه می‌شوید که فیلم از درون مایه‌های اصلیش فاصله زیادی گرفته است. «مت گریور» با بازی جاش برولین، برای مقابله با افزایش رفت و آمد کارتل‌های قاچاق انسان که موجب عبور تروریست‌های انتحاری از مرز می‌شوند، از دوست قدیمیش «آلکساندرو» درخواست کمک می‌کند، آن‌ها دختر نوجوان یکی از روسای کارتل را می‌ربایند و برای به وجود آوردن جنگی داخلی مقصر را یک باند کارتل دیگر جلوه می‌دهند، فقط یک مانع در این بین وجود دارد: رئیس باند قاچاق همان کسی که خانواده آلکساندرو را سال‌ها پیش کشته بود.

Day of the Soldado را نمی‌توان عنوانی در مورد رستگاری دانست اما فیلم به چنین حال و هوایی بسیار نزدیک می‌شود.

اگر فکر می‌کند ادامه داستان را می‌دانید، احتمالاً حدستان درست است. Day of the Soldado را نمی‌توان عنوانی در مورد رستگاری دانست اما فیلم به چنین حال و هوایی بسیار نزدیک می‌شود. مت گریور با استفاده از همان کهن الگوی یک مرد خشن با جنبه‌ای لطیف که نظیرش را در فیلم و باز‌ی‌های ویدیویی زیاد دیده‌ایم (Punisher ،God of War ،Leon: The Professional ،Hitman) سعی دارد از شخصیت آلکساندروی فیلمش حفاظت کند. شاید همین الگوی نخ نما شده در آثار دیگر جواب بدهد، اما به دلیل موضعی که فیلم در قسمت قبلی اختیار کرده و پروتاگونیستش را در قالب یک ماشین آدمکشی نمایش داده، درک این که یک آدمکش بی‌رحم هم می‌تواند احساسات لطیف داشته باشد، برای بینندگانش دشوار باشد.

البته هر از گاهی درون مایه‌هایی در رابطه با تأثیر جنگ‌های قومیتی و سیاسی روی نسل جوان در فیلم نمایان می‌گردد، اما زیر حجمه‌ای از خودنمایی‌های قهرمان بزن بهادرش مدفون می‌شوند. شاید اگر فیلم فضای بیشتری برای رشد در اختیار شخصیت‌های نوجوانش قرار می‌داد، شسته رفته‌تر یا حتی جذاب‌تر به نظر می‌رسید، اما بازیگران فرعی با پرداخت کمی که دارند، به جای این که ملموس باشند، بیشتر خسته کننده و احمقانه جلوه می‌کنند. البته این گونه نیست که Sicario کلاً چیزی برای عرضه نداشته باشد، از بازیگری دل تورو نمی‌شود چشم‌پوشی کرد و فیلم‌برداری راجر دیکنز مثال زدنی است. حضور بازیگران توانمندی مثل، کاترین کینر، جفری دانووا و شای ویگام فیلم را از ورطه نابودی نجات می‌دهد اما Sicario Day of the Soldado در نهایت نا‌متعادل و لنگان ظاهر می‌شود و در بخش پایانی خالی از هرگونه حس غیرقابل پیشبینی و تعلیق است و وسترنی مدرن و پوچ به نظر می‌رسد که سعی دارد با پوشش‌های سیاسی- مهاجراتی، در زمره عناوین انتقادی قرار بگیرد. به هر حال فیلم عملکرد خوبی در باکس آفیس داشته و ظاهراً مورد استقبال برخی منتقدین هم قرار گرفته، اما کافی است نیم نگاهی به دیگر عناوین حاضر در جدول داشته باشید تا حساب کار دستتان بیاید، آخر فیلم هندی در جدول هالییود چه می‌کند؟

 


Uncle Drew


Uncle Drew

Uncle Drew ظاهراً فیلمی بامزه و مفرح است و و خود چارلز استون وقتی بازیگرانش را جمع می‌کرد از این بابت اطمینان داشت. فیلم را می‌توان ترکیب سالم و درستی از بسکتبال و کمدی دانست؛ لیل هاوری بینندگان (بیشتر سیاه پوستان) را می‌خنداند و نیت رابینسون از روی سر شکیل اونیل پرتاب سه امتیازی می‌اندازد و کلی از این جور ژانگوربازی‌ها که سیاه‌پوستان عاشقش هستند در فیلم موج می‌زند. با تماشای تریلر تصور می‌کنید، فیلم در رابطه به یک مشت پیرمرد شکست خورده است که ساعتشان در دوران جوانی یخ زده و قصد دارند تمامی کمبودهای گذشته‌شان را جبران کنند، حداقل این چیزی بوده که چالرز استون (کارگردان Drumline) در نظر داشته بسازد، اما این هدف با محصول نهایی از زمین تا آسمان فاصله دارد.

فیلم‌نامه جی لانیگینو (نویسنده Skiptrace)، داستانش را با شخصیت دکس (با بازی لیل رل هاوری) آغاز می‌کند؛ مرد جوانی که عاشق بسکتبال است و وارد تورنومنت‌های خیابانی «پارک روکر» در محله ‌هارلم می‌شود. او که خودش قصد بازی در مسابقات ندارد تصمیم می‌گیرد مربی شده و یک تیم از ستاره‌های قدیم بسکتبال را دور هم جمع کند. دکس برای بستن تیم رویایش، اول از همه سراغ آنکل درو (Uncle Drew) با بازی کایری اروینگ می‌رود. درو در ابتدا کمی دو دل است اما پس از مدتی با انگیزه آموزش تکنیک‌های قدیم به نسل جوان همراه با دکس برای جمع کردن اعضای تیم پیرمردان راهی سفری پرماجرا می‌شود. تیمی که ستارگانی مثل بیگ فلا (شکیل اونیل خز)، پریچر (کریس وبر)، لایت (رگی میلر)، بوتز (نیت رابینسون) و بتی لو (لیسا لسلی) را در خود جای خواهد داد.

اروینگ نقشش را بد بازی نمی‌کند، نهایت سعیش را دارد تا بتواند همان پیرمرد فرطوت و در عین حال دل زنده‌ای باشد که فیلم‌نامه از او می‌خواهد، اما خب باید گفت بی‌نقص هم نیست. به هر حال از کسی که برای بازیگری آموزش‌های آکادمیک ندیده بیش از این هم نباید انتظار داشت. Uncle Drew در میانه راه به خاطر فیلم‌نامه ضعیفش کم می‌آورد. درو و بیگ فلا با هم خرده حسابی شخصی دارند و هر دو آنقدر کله شق هستند که حاضر نیستند یک قدم پا پس بکشند، دکس در تلاش است تا بر رقیب دیرینه‌اش، موکی (نیک کرول)، که نامزدش (با بازی تیفانی هادیش) و ستاره اسبقش (با بازی آرن گوردن) را از چنگش در آورده، فائق آید، پریچر از  بتی لو فراری است و کلیسای بسکتبالی خودش را راه انداخته است.

تقریباً هر کسی که در فیلم‌نامه جای گرفته، پیچش‌های شخصیتی و مشکلات خودش را دارد، اما جالب اینجاست که از سیر تا پیاز ماجرای آنکل درو که از قضا شخصیت اصلی فیلم هم است را در همان ۱۰ دقیقه اول می‌فهمید.

تقریباً هر کسی که در فیلم‌نامه جای گرفته، پیچش‌های شخصیتی و مشکلات خودش را دارد، اما جالب اینجاست که از سیر تا پیاز ماجرای آنکل درو که از قضا شخصیت اصلی فیلم هم است را در همان ۱۰ دقیقه اول می‌فهمید. هیچ کس از پسامدهای قصه‌اش غافلگیر نمی‌شود. هنگامی که دکس و درو تیمشان را در تورنومنت رهبری می‌کنند، شما بر اساس کلیشه‌های این ژانر هر لحظه انتظار یک تعلیق به جا و مناسب را دارید، اما هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد و چنین چیزی برای فیلمی کمدی که تا یک جاهایی روند قابل قبول دارد، ضعفی بزرگ محسوب می‌شود. هاوری و هدیش دو تا از بهترین کمدین‌های حال حاضر هالییود هستند و نقششان در آثاری مثل Get Out  و Girls Trip نشان از توان بالای ‌آن‌ها در بازیگری دارد. اما همه این عملکرد خوب زیر شخصیت‌پردازی بد دکس و شوخی‌های بی‌مزه جسی کم‌سو و بی‌رمق جلوه می‌کند. این طور به نظر می‌رسد که بازیگران بیش از حد به فیلم‌نامه وفادار بوده و کوچکترین ابتکاری از خودشان به خرج نداده‌اند.

یکی از مشکلاتی که فیلم از آن رنج می‌برد، موردی است که تقریباً در تمام کمدی‌های سیاه پوستی وجود دارد؛ بیننده غیر سیاه پوست نمی‌تواند با شوخی‌هایش ارتباط برقرار کند، مخصوصاً اگر علاقه‌ای به ورزش بسکتبال هم نداشته باشد. در مجموع تنها زمانی می‌توانید از Uncle Drew لذت ببرید که از طرفداران این ژانر باشید، اما اگر دنبال یک کمدی درست و حسابی می‌گردید که برای تنوع تماشا کنید، یک سرچ کوچک در اینترنت بزنید، نسخه‌هایی به مراتب بهتر، بامزه‌تر و ملموس‌تری را خواهید یافت. همین تریلر Uncle Drew را ببینید برایتان بس است.

 


Sanju


Sanju

Sanju برای کسانی که با استایل فیلم‌های هندی و راج کومار آشنایی دارند یک شاهکار به نظر می‌رسد.

فیلم هندی هم مگر در باکس آفیس داریم؟ هر هفته اوضاع هالیوود از هفته قبلش بدتر می‌شود، در حدی که دیگر دست به دامن بالیوود شده است. نقد و بررسی زیادی از فیلم Sanju نشده، چون هیچ کسی فکرش را هم نمی‌کرد فیلم این‌قدر بفروشد و حاشیه‌ساز شود، اما در دوره زمانه‌ای که فوتبال روسیه، اسپانیا را شکست ‌می‌دهد و آرژانتین و پرتغال هر دو حذف می‌شوند، دیگر هرچیزی باور پذیر است، راستش ربطش را خودم هم نمی‌دانم، همین جوری یک چیزی گفتم. Sanju یک فیلم هندی زبان با کارگردانی راج کومار هیرانی و نویسندگی آبیجات جوشی است که از معروف‌ترین آثار قبلیش می‌توان به Lage Raho Munna Bhai اشاره کرد. سانجو دات بازیگر معروف هندی به جرم خشونت علیه یک خبرنگار که قصد نوشتن بیوگرافی او را دارد به ۵ سال زندان محکوم می‌شود. پس از آزادی، پدر و مادرش برای موفقیت دات در عرصه بازیگری او را به بازی در فیلم Rocky ترغیب می‌کنند. دات به خاطر رفتارهای سخت‌گیرانه پدرش (سونی دات) برای اولین بار به مواد مخدر رو می‌آورد. پس از این که از ماجرای سرطان مادرش (نرگس) باخبر می‌شود به نیویورک می‌رود و به خاطر فشا شدید روحی خودش را در الکل و مواد مخدر غرق کرده و نامزدش رابی او را رها می‌کند. مرگ نرگس سه روز قبل از اکران فیلم Rocky در سال ۱۹۸۱ روی دات تأثیر گذشته و تصمیم می‌گیرد اعتیادش را ترک کند.

البته همان طور که خودتان می‌توانید حدس بزنید این تازه اول ماجرا است و فیلم‌های اکشن هندی به کمتر از دو ساعت زمان رضایت نمی‌دهند، چه برسد که داستان، اقتباسی از زندگی واقعی باشد. Sanju برای کسانی که با استایل فیلم‌های هندی و راج کومار آشنایی دارند یک شاهکار به نظر می‌رسد. بازیگری فوق‌العاده رنبیر کاپور و کارگردانی جسوارنه کومار در استفاده از سبک هالییودی و استفاده از مواد مخدر در یک اثر هندی به خلق یک طنز سیاه (البته از نوع هندیش) کمک شایانی کرده است. داستان فیلم جزو نقاط قوتش محسوب می‌شود؛ پرداخت به روابط پدر، پسری و این که تا چه اندازه حاضرید برای دوستتان از خودگذشتگی به خرج دهید Sanju را در زمره فیلم‌های تأمل برانگیز قرار می‌دهند. اما در عین حال فیلم فقط روی داستان جذابش تمرکز ندارد، بلکه بیشتر از هر چیز به شرایط جامعه هند و تأثیرات مخرب اخبار رسانه‌ای و خشونت جمعی می‌پردازد. به شخصه از فیلم‌های هندی خیلی خوشم نمی‌آید، اما اگر طرفدار سینمای هند هستید احتمال این که از تماشای Sanju لذت ببرید زیاد است، حداقل باکس آفیس که این طور می‌گوید.

در ادامه نگاهی خواهیم داشت به جدول باکس آفیس این هفته تا بببنیم اخراجی‌ها و مهمانان این هفته چه فیلم‌هایی بودند.

در این هفته فیلم‌های Avnegres Infintiy War ،Hereditary و Superfly از جدول خارج شده و جای خود را به عناوین تازه اکران دادند. جالب اینجا است که مستند Won’t You Be My Neighbor در این هفته همچنان جایگاه دهمش را حفظ نمود. صدر جدول تغییری نکرد و هان سولو هم برای خروج از باکس‌ آفیس استارت فالکونش را زده است.

 

امیدوارم که از تریلرها و مطالب این هفته لذت برده باشید. شما دوستان می‌توانید نظرات و پیشنهادات‌ خود را جهت بهبود عملکرد این بخش با ما در میان بگذارید.

 

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ قدیمی پازل بند محشر

کاربران گرامی ما را دنبال کنید با ♫ دانلود آهنگ عالی و بسیار زیبای محشر از پازل باند به همراه تکست و بهترین کیفیت در رسانه موزیکفا ♫

شعر و ملودی : نیلوفر منصوری | تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

Download Old Music BY : Puzzle Band | Mahshar With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ محشر پازل باند

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

آمدی و آمدنت محشر به پا کرد●♪♫

ای جانِ جانم●♪♫

جانم ای! جانِ جانم، جانم●♪♫

به چه شور و شرری یک دم به پا کرد●♪♫

ای جانِ جانم●♪♫

جانم ای! جانِ جانم، جانم●♪♫

نور دیده، آرمیده به برت عاشقِ تو●♪♫

اِی…!●♪♫

کم شود سایه من، کم نشود سایه تو●♪♫

اِی…●♪♫

عاشق کُشِ زیبارو، که از عشق سرا پایی●♪♫

ای شرقیِ چشمِ تو، شد معنیِ زیبایی●♪♫

شعر و ملودی : نیلوفر منصوری

عاشق کُشِ زیبارو، که از عشق سرا پایی●♪♫

ای شرقیِ چشمِ تو، شد معنیِ زیبایی●♪♫

هه هه!●♪♫

ثروتم، تــو تویی! عاقبتـم، تـو تویی!●♪♫

دینِ مـن، تــو تویی! آخرتـم، تـو تویی!●♪♫

ثروتم، تــو تویی! عاقبتـم، تـو تویی!●♪♫

دینِ مـن، تــو تویی! آخرتـم، تـو تویی!●♪♫

عاشق کُشِ زیبارو، که از عشق سرا پایی●♪♫

ای شرقیِ چشمِ تو، شد معنیِ زیبــایی●♪♫

عاشق کُشِ زیبارو، که از عشق سـرا پایی●♪♫

ای شرقیِ چشمِ تو، شد معنیِ زیبــــایی●♪♫

تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

آمدی و آمدنت محشر به پا کرد●♪♫

ای جانِ جانم●♪♫

جانم ای! جانِ جانم، جانم●♪♫

به چه شور و شرری یک دم به پا کرد●♪♫

ای جانِ جانم●♪♫

جانم ای! جانِ جانم، جانم●♪♫

جانم… جانم… جانم…●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ پازل بند محشر

دانلود آهنگ پازل بند محشر

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ قدیمی پازل بند هستی

ما را همراهی کنید با ♫ دانلود آهنگ فوق العاده زیبا و لذتبخش هستی از پازل باند به همراه تکست و بهترین کیفیت از رسانه موزیکفا ♫

شعر : حمید هیراد | ملودی : حمید هیراد ، پازل بند | تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

Download Old Music BY : Puzzle Band | Hasti With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ هستی پازل باند

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

تو هستی، شبم پیشِ تو غوغاست●♪♫

منم آدم بشم، عشق تو حواست●♪♫

تو مستی، شبم پیش تو زیباست…●♪♫

اگه دلت بخواد، دلت نخواد قلبِ من اینجاست●♪♫

از هستیِ تو، مستیِ من خواب نداره●♪♫

شعر : حمید هیراد

هی دست به این مست نزن، تاب نداره!●♪♫

هی دل اِی دل نکن… مستم! منو ول نکن…●♪♫

بستم به کوی او دلم، هی منو غافل نکن…●♪♫

هی دل اِی دل نکن، این عاشقو عاقل نکن!●♪♫

بستم به کوی او دلم، هی منو غافل نکن…●♪♫

ملودی : حمید هیراد ، پازل بند

وقتی میاد صدای پات، حالی به حالی می شم!●♪♫

یه عاشقِ بی قرار، توو این حوالی می شم…●♪♫

آخه رو رواله دلت، خوش به حالِ دلت●♪♫

اگه رو به راهه دلم، سر به راهــــه دلــــت…●♪♫

هی دل اِی دل نکن… مستم! منو ول نکن…●♪♫

بستم به کوی او دلم، هی منو غافل نکن…●♪♫

هی دل اِی دل نکن، این عاشقو عاقل نکن!●♪♫

بستم به کوی او دلم، هی منو غافل نکن…●♪♫

از هستیِ تو، مستیِ من خواب نداره●♪♫

هی دست به این مست نزن، تاب نداره!●♪♫

تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

هی دل! اِی دل نکن… مستم! منو ول نکن…●♪♫

بستم به کوی او دلم، هی منو غافل نکن…●♪♫

هی دل! اِی دل نکن، این عاشقو عاقل نکن!●♪♫

بستم به کوی او دلم، هی منو غافل نکن…●♪♫

هی دل اِی دل نکن…●♪♫

هی دل اِی دل نکن…●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ پازل بند هستی

دانلود آهنگ پازل بند هستی

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ قدیمی پازل بند دلداده

دوستان عزیز رسانه موزیکفا در این ساعت ♫ دانلود آهنگ بسیار زیبای دلداده از پازل باند به همراه تکست و بهترین کیفیت برای شما آماده کرده ایم ♫

شعر و ملودی : حمید هیراد | تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

Download Old Music BY : Puzzle Band | Deldade With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ دلداده پازل باند

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

عاشقی کـردم که بشی یـارم●♪♫

منِ مجنون از تو، دست برنــدارم●♪♫

عاشقی کردی که بشم سَرمست●♪♫

منِ دلداده حواسم، پیِ چشمات هست●♪♫

آخه… دلمو می بری دوباره●♪♫

دلِ من، دل بی قراره●♪♫

هوایی می شم عزیزم، سر به سرِ دلم می ذاره…●♪♫

دل دیوونه مو می بَری هر دم، تو شدی دوای دردم…●♪♫

شعر و ملودی : حمید هیراد

خط و نشون کشیدم، که دل به دلت ببندم…●♪♫

همش کار دلم بود، غریبه آشنا شد!●♪♫

نمی دونی تو وجودم، چه هیاهویی به پا شد!●♪♫

همش کار دلم بود، بشم عاشق و سَرمست…●♪♫

مثِ تو دیوونه تر، توی دیوونگیای منِ دیوونه، مگر هست؟!●♪♫

جانم، جانم، ای جان! جانِ جانم، ای جان!●♪♫

جانم، جانم، ای جان! جانِ جانم، ای جان!●♪♫

آتشـــی دارم، توی این سینـــه که دلم هر شب، تورو می بینه…●♪♫

آهسته، آهسته میای به سمتِ من، پُرسون و پُرسون وای! می پرسی حالِ من…●♪♫

من که دیوونم و مجنونم و مستم!●♪♫

وای! عاشقِ دیوونگی های تو هستم! جان!●♪♫

همش کار دلم بود، غریبه آشنا شد!●♪♫

تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

نمی دونی تو وجودم، چه هیاهویی به پا شد!●♪♫

همش کار دلم بود، بشم عاشق و سَرمست…●♪♫

مثِ تو دیوونه تر، توی دیوونگیای منِ دیوونه، مگر هست؟!●♪♫

جانم، جانم، ای جان! جانِ جانم، ای جان!●♪♫

جانم، جانم، ای…! جانِ جانم، ای جان!●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ پازل بند دلداده

دانلود آهنگ پازل بند دلداده

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

در این مطلب ۱۰ تا از بدترین و بهترین بازی‌‌ های سال ۲۰۱۸ که تا به امروز منتشر شده‌اند را بر اساس میزان ضعف یا موفقیت‌شان رتبه‌بندی می‌کنیم و مختصر توضیحی در موردشان می‌دهیم. با ما همراه باشید.

نیمه سال میلادی ۲۰۱۸ بهترین زمان است که مکثی داشته باشیم و نیم نگاهی کنیم به عناوین خوب و بدی که در این شش ماه پر برکت (البته از نظر بازی) تجربه کردیم. نیم‌سال اول پر بود از انتشارات بزرگ روی پلتفرم‌های مختلف؛ عناوین انحصاری، مولتی پلتفرم، مستقل یا AAA، بازی‌های کوچک و بزرگ زیادی در انواع ژانر‌ها منتشر شدند؛ برخی فاجعه و خسته‌کننده و بسیاری هم لذت‌بخش و اعتیادآور بودند. در این مطلب قصد داریم ابتدا ۱۰ بازی بدتر سال ۲۰۱۸ را معرفی کنیم و پس از این که مطمئن شدیم پولتان را برای چیز‌های بدردنخور خرج نمی‌کنید، ۱۰ تا از بهترین‌ های سال را با هم مرور خواهیم کرد. پس این شما و این ۱۰ بازی بدتر نیم‌سال اول ۲۰۱۸٫

 


بدترین بازی های نیمه اول سال ۲۰۱۸


 

۱۰- Destiny 2: Warmind

بازی سال

Destiny کجای راه را اشتباه رفت؟ فرنچایز جدید و جاه‌طلبانه بانجی کارش را خوب و درست شروع کرد و با وجود بازخوردهای ضد و نقیضش همچنان تجربه‌ای مفرح و سرگرم‌کننده‌ ارائه می‌داد. انتظار داشتیم که قسمت دوم بازی همه اشکالات قسمت قبل را جبران کند. Destiny 2 منتشر شد اما خبری از بهبودهای مورد انتظارمان نبود. به این امید داشتیم که بسته‌های گسترش دهنده این دنباله، اشتباهات بازی اصلی را بپوشانند، اما باز هم اشتباه می‌کردیم. Warmind به عنوان دومین بسته الحاقی بزرگ Destiny 2 حتی از Curse of Crisis هم فاجعه‌تر بود. محتواهای تو خالی، داستان بی‌سر و ته و کمپین فوق‌العاده کوتاه که در مجموع با قیمتی بالا به خورد مشتریان داده شد، Warmind را در زمره یکی از ناامیدکننده‌ترین بسته‌های الحاقی امسال قرار می‌دهد.

 

۹- The Inpatient

بازی سال

The Inpatient به عنوان پیش‌درآمدی برای Until Dawn گزینه‌ خوبی برای استفاده از سیستم منحصربه‌فرد VR به نظر می‌رسید و قرار بود آن تجربه‌ای باشد که اکثر بازی‌ها در انتقالش ناموفق بوده‌اند. اما نتیجه اصلاً به آن خوبی که انتظارش را داشتیم نبود. اساس بازی مشکل داشت و غیر از یک اتمسفر گیرا و فضاسازی مناسب هیچ چیز قابل اتکایی در آن پیدا نمی‌شد. The Inpatient به خاطر عدم تنوع گیم‌پلی، زمان فوق‌العاده کم و در مجموع خسته‌کننده بودنش در فهرست یکی دیگر از شکست‌های VR قرار گرفت. مطمئناً بدترین بازی که تجربه کردید نخواهید بود، اما بعید است اسمش را تا ۳-۴ سال دیگر به خاطر بیاورید.

 

۸- Titan Quest

بازی سال

Titan Quest از آن بازی‌هایی است که به ما یادآور می‌شود چقدر صنعت بازی‌سازی، سلیقه‌ها و حساسیت‌هایش طی چندین سال تغییر کرده‌اند. وقتی این عنوان نقش‌‌آفرینی اولین بار در سال ۲۰۰۶ منتشر شد یک تجربه به تمام معنا لذت‌بخش به بازیکنان ارائه داد. Titan Quest از آن بازی‌هایی نبود که بین بازار داغ عناوین AAA دیده شود، اما مطمئناً تجربه‌ای بود که ساعت‌ها با آن‌ سرگرم می‌شدید. بازسازی سال ۲۰۱۸ نشان داد که بازی ساعتش یخ زده و هنوز در نوستالژی جا مانده است. Titan Quest با تراکم مشکلات فنی (که اکثرشان از ریمستر ضعیف بازی نشأت می‌گیرند) و القای این حس که هیچ چیزی سر جای خودش قرار ندارد یکی از ضعیف‌ترین تجربه‌ها روی پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان به شمار می‌رود.

 

۷- Crisis on The Planet of The Apes VR

بازی سال

در عجبم که چه موقع فرنچایز Planet of The Apes یک بار دیگر از خاکستر برمی‌خیزد و دوباره به دوران اوجش در صنعت فیلم‌سازی باز می‌گردد. تا جایی که می‌دانیم فیلم تأثیرش را روی بازی هم گذاشته است؛ به این جهت که شوتر واقعیت مجازی Crisis of The Planet of the Apes به همان بدی است که سه گانه ریبوت فیلم بود. اگر بی‌انصاف نباشیم، سیستم تیراندازی و مکانیک بالا رفتن بازی تا حدودی لذت‌بخش هستند، اما در مجموع پس از مدت کوتاهی خسته‌کننده و تکراری می‌شوند و در آخر با یک تجربه ناکارآمد و خالی از نوآوری رها می‌شوید.

 

۶- Monster Energy Supercross

بازی سال

Monster Energy Supercross یک بازی سردرگم است. خودش هم نمی‌داند که ‌می‌خواهد یک شبیه‌ساز حرفه‌ای باشد یا یک عنوان مسابقه‌ای آرکید! مطمئناً در بازی لحظاتی وجود دارند که از آن‌ها لذت ببرید اما این احساس عمر زیادی نخواهد داشت، چون به محض این که داروی جذابیت اولیه خاصیتش را از دست بدهد، ضعف‌ها و شکاف‌های زیرین خودشان را کم‌‌کم نمایان می‌‍کنند. زیر لایه‌های پوشالی لذت زودگذر، طیف وسیعی از سهل‌انگاری و کیفیت ضعیف وجود دارد. Monster Energy Supercross با نبود حالت‌های متنوع و عدم ارائه کیفیتی مناسب با بیشترین ارفاق در ردیف عناوین متوسط و بدون چشم‌پوشی یک تجربه بی‌ارزش محسوب می‌شود.

 

۵- Baseball Riot

بازی سال

اگر از حق نگذریم، Baseball Riot عنوانی است که می‌تواند برای مدتی مفرح باشد، مخصوصاً اگر آن را به شکل دستی تجربه کنید؛ در عین حال طراحی بصری و گرافیک بازی هم بدک نیست و جزو نقاط قوتش محسوب می‌شود. اما کمی که در بازی بیشتر دقت کنید و سطح توقعات را بالا ببرید، طولی نمی‌‎کشد که می‌فهمید آن تفریحات زودگذر تنها ویترینی شکیل برای یک بازی بی‌هویت و تکراری هستند. در واقع ضعف اصلی بازی هم همین است، بازی در اساس مشکلی ندارد و شسته‌رفته به نظر می‌رسد، تنها چیزی که Baseball Riot از آن رنج می‌برد خلع هویت و تنوعی است که تجربه کلی گیم‌‌پلی را خالی از هرگونه نوآوری می‌کند.

 

۴- Extinction

بازی سال

بارها شنیده‌اید که تغییر محتوا در پروسه تولید، بازی را به نابودی می‌کشاند و هر از چند گاهی یکی دو عنوان منتشر می‌شوند تا روی این مقوله مهم صحه بگذارند. Extinction یکی از همان عناوین است. البته همیشه هم به این شکل نیست که تغییر محتوا به ضرر بازی باشد؛ برعکس، اگر به درستی انجام شود شاید آن را بهبود نیز ببخشد، اما Extinction مطمئناً از پس این کار برنیامده که به چنین خزعبلی تبدیل شده است. هویت تغییرپذیری مراحلش بسیار محدود به نظر می‌رسند و خالی از هرگونه تنوع هستند و چنین چیزی تقریباً در تمام طول بازی احساس می‌شود. دنیای بازی غیرقابل تصور و خسته‌کننده است و دیری نمی‌گذرد که مبارزات به یک المان تکراری و خالی از لذت تبدیل شوند. داستان و شخصیت‌های بی‌مزه‌اش حتی برای لحظه‌ای شما را جذب نمی‌کنند که واقعاً جای بسی افسوس دارد، چون Extinction با کمی تفکر و صرف زمانی بیشتر می‌توانست حداقل به یک بازی تر و تمیز تبدیل شود.

 

۳- Fear Effect Sedna

بازی سال

نام Fear Effect احتملاً کلی خاطرات شیرین از اوایل سال ۲۰۰۰ را برایتان زنده ‌می‌کند. بازی هرگز در ژانر تیراندازی خطی قرار نمی‌گرفت، اما با ارائه گیم‌پلی عجیبش به یکی از کلاسیک‌های سبک خود مبدل شد. Fear Effect Sedna با بازگرداندن همان تجربه قدیمی و شیرین توجه همگان را به خود جلب کرد، اما هنگامی که یک بازگشت اینقدر ضعیف عمل کند، آیا اصلاً ارزش توجه را دارد؟ البته از معدود ویژگی‌های خوب بازی نباید چشم‌پوشی کرد؛ به عنوان مثال طراحی بصری، کات سین‌های انیمیشنی و موسیقی؛ اما وقتی همه این موارد با گیم‌پلی بازی مرتبط می‌شوند فاجعه به بار می‌آید. از هوش مصنوعی در حد میگوی دشمنان گرفته تا مراحل تکراری و معماهای احمقانه و حتی مکانیک سنگرگیری اعصاب خردکن، همه نشان‌دهنده این هستند که بازی تا کامل شدن خیلی فاصله داشت. داستان پتاسیل خیالی بالایی دارد اما حیف که در نهایت قربانی سناریو و صداگذاری ضعیف بازی می‌شود.

 

۲- Tennis World Tour

بازی سال

یک تنیس دیگر که امید طرفداران بازی‌های ورزشی را ناامید کرد. اگر بخواهیم فنی صحبت کنیم، بازی به شدت بی‌ثبات است؛ هر از چند گاهی روان و اکثر مواقع خشک و غیرمنعطف نشان می‌دهد. در بخش محتویات باید گفت که Tennis World Tour به شکل عجیبی حالت آنلاین یا حتی دونفره آفلاین ندارد که هر دو جزو وعده‌های دروغین سازندگان قبل از انتشار محسوب می‌شدند. جلوه‌های گرافیکی طوری به نظر می‌رسند که گویا بازی در اوایل نسل هشتم منتشر شده و می‌توان گفت گزارش رقابت‌ها بدترین چیزی است که تا به حال در هر عنوان شبیه‌ساز ورزشی شنیده‌اید. باید اعتراف کرد که بخش کمپین خالی از لطف نیست و حس لذت‌بخش پیشرفت را به بازیکنان القا می‌کند اما با توجه به مکانیک‌های ناکارآمد و ناامیدکننده بازی، این لذت پس از مدت بسیار کوتاهی محو می‌شود.

 

۱- Past Cure

بازی سال

واقعاً چطور می‌شود توضیح داد که این بازی چقدر فاجعه است؟ Past Cure ترکیبی از چند ایده از گوشه و کنار صنعت بازی‌های ویدیویی است که با کمترین بودجه و به بدترین شکل ممکن پیاده‌سازی شده‌اند. مکانیک‌های سنگرگیری‌اش افتضاح هستند و تیراندازی را طاقت‌فرسا می‌کنند؛ معماهایش بی‌منطق بوده و واقعاً نیازی به بودنشان در بازی احساس نمی‌شود. حتی روایت داستان جذابش هم با دیالوگ‌های فوق‌العاده ضعیف و صداگذاری مضحک و بعضاً خنده‌دار به نابودی کشیده شده است. Past Cure لیاقت توجه شما را حتی برای ۵ دقیقه هم ندارد.

 


بهترین بازی های نیمه اول سال ۲۰۱۸


 

خب حالا که به اندازی کافی حالتان را از بازی‌های ویدیویی به هم زدیم، حقش است که نگاهی هم داشته باشیم به نیمه پر لیوان! همانطور که در ابتدا اشاره شد نیم سال اول ۲۰۱۸ بازی‌های کوچک و بزرگ در خودش زیاد جای داده و نمی‌شود که همه آن‌ها هم بد باشند. اتفاقاً برعکس هنگامی که فهرست زیر را بخوانید متوجه می‌شوید برخی از بهترین بازی‌های دهه در همین سال منتشر شده‌اند (احتمالاً خودتان می‌دانید راجع به کدام بازی حرف می‌زنم) و شاید ترازو بیشتر به سمت خوب‌ها سنگینی کند تا بدها، به هر حال تصمیمش کاملاً به شما و سلیقه شخصیتان بستگی دارد. بهتر است خودتان ۱۰ تا از بهترین بازی‌های نیم سال اول ۲۰۱۸ را بررسی کنید، شاید نظرتان با ما متفاوت بود!

 

۱۰- Ni no Kuni II: Revenant Kingdom

بازی سال

در Ni no Kuni 2 به هرچه که نیاز دارید می‌رسید. دنباله Ni no Kuni پر شده از شخصیت‌های دوست داشتنی، جلوه‌های بصری زیبا، کارگردانی هنری شگفت انگیز و کلی ویژگی جذاب که ساعت‌ها وقتتان را به پایشان بریزید. مبارزات به شکل شگفت‌انگیزی نسبت به قسمت قبلی بهتر شده‌اند، مکانیک ساخت قلمرو عمیق و فوق‌العاده اعتیاد آور است. تمامی جزئیاتی که در سرزمین پهناور بازی گسترده شده گویا فقط برای یک هدف ساخته شده‌اند، ارائه تجربه‌ای گیرا و درگیر کننده که شما را مجذوب زیباییش کند.

 

۹- A Way Out

بازی سال

A Way Out یکی از فروش‌های موفقیت‌آمیز الکترونیک آرتز بود، گرچه این موفقیت نسبت به خرابکاری‌های این کمپانی طی چند سال اخیر که بهترین کارکنانش را از دست داد، ناچیز به نظر می‌رسید اما باز کور سویی از امید است. در عین حال که A Way Out دیدگاه ما را به هیچ وجه نسبت به این شرکت پول پرست تغییر نمی‌دهد، اما این co-op مستقل از جوزف فارس و تیم سخت کوشش جای بسی تجلیل و قدردانی دارد. مکانیک همکاری دو نفره A Way Out سیستمی جسورانه و به شدت ریسکی بود، اما با داستان و شخصیت‌هایی چند لایه‌اش جواب داد و با این که هرگز از غالب معمول و کلیشه‌ها فاصله نگرفت، تجربه گیم‌پلی باثبات و استاندارد فراهم آورد.

 

۸- Frostpunk

بازی سال

فکر می‌کنید که اگر یک بازی با مکانیک شهرسازی را با المان‌های سبک بقا ترکیب کنید، چه چیزی نسیبتان می‌شود؟ یک بازی فوق خفن! از لحظه‌ای که با مکانیک اصلی Frostpunk آشنا می‌شوید، برایتان یک تجربه منحصر بفرد و چالش‌انگیز به نظر می‌رسد، اما هنگامی که واقعاً تجربه‌اش می‌کنید چیزی فرای انتظاراتتان نشان می‌دهد. هر تصمیمی که اتخاذ می‌کنید حیاتی و سرنوشت‌ساز است و همیشه عواقب خاص خودش را در بر دارد. وجهه ظاهری بازی نیز زیبا بوده و با جلوه‌های بصری چشم‌نوازش شما را در یک اتمسفر تاریک و سرد غرق می‌کند. جالب اینجاست که Frostpunk در زمینه ارائه یک داستان احساسی و دراماتیک نیز خوب عمل کرده است. این استراتژی هم زمان بدون شک یکی از بهترین عناوین پلتفرم کامپیوترهای‌ شخصی در سال ۲۰۱۸ محسوب می‌شود.

 

۷- Dragon Ball Fighterz

بازی سال

Dragon Ball Z را می‌توان رویای خیس طرفداران این سری دانست. هیچ کس به خلاقیت Arc System Works به عنواین یکی از بهترین سازندگان سبک مبارزه‌ای شک ندارد و همین که استودیویی به این خوش‌نامی روی یک فرنچایز پرطرفدار دست بگذارد کافی است که تا طرفداران چشم بسته جذب بازی شوند. یک سیستم مبارزه‌ای فوق‌العاده، طراحی هنری زیبا، طیف گوناگونی از شخصیت‌ها و کمپین تک نفره درگیر کننده تنها چند نمونه از نقاط قوت بازی هستند (و در عین بزرگترینشان). درست است که نبود بخش آنلاین کمی تو ذوق می‌زند و ضعفی نیست که در یک عنوان مبارزه‌ای بتوان از آن چشم‌پوشی کرد، اما وقتی همه چیز این قدر خوب است، نمی‌توانید عاشق Dragon Ball FighterZ نشوید.

 

۶- Detroit: Become Human

بازی سال

اثر دیوید کیج و استودیوی کوانتیک دریم یعنی Detroit: Become Human اولین بار در سال ۲۰۱۵ معرفی و به یکی از مورد انتظارترین عناوین پلی استیشن ۴ تبدیل شد. هیچ شکی نیست که محصول نهایی این استودیو انتظارات را برآورده کند. Detroit Become Human گاهاً در انتقال مفاهیم و اتمسفرش با مشکل مواجه می‌شود، اما روایت گیرا و سیستم علت و معلولیش همراه با جلوه‌های بصری واقع‌گرایانه که تا به حال نظیرش را روی هیچ کنسولی تجربه نکرد‌ه‌ایم، Detroit را مسلماً  به یکی از بهترین بازی‌های امسال در سبک ماجراجویی تبدیل می‌‌کند.

 

۵- Vampyr

بازی سال

Vampyr مطمئناً بدون اشکال نیست و این مورد را به محض این که چشمتان به بازی بیافتد متوجه خواهید شد، اما همچنان در سیلی از عناوین بی‌سر و ته یک جواهر محسوب می‌شود. تصمیم‌گیری تبدیل به مکانیکی می‌شود که هسته اصلی کل بازی را تشکیل می‌دهد و به شیوه‌ای مناسب هم در گیم‌پلی و هم داستان پردازی جا خوش کرده است. تمام بازی بازخورد انتخاباتی است که به روش‌های فوق‌العاده آن‌ها را اتخاذ می‌کنید. Vampyr کاری می‌کند که با هریک از تصمیمانتان چه بزرگ و چه کوچک زندگی کنید و طعم بی‌رحمی یا خوش قلبیتان را بچشید. اتمسفرش فوق‌العاده است و با روایتی هوشمندانه یکی از بهترین و فراموش نشدنی‌ترین تجربه‌ها را به اشتراک می‌گذارد.

 

۴- Monster Hunter World

بازی سال

همه انتظار داشتند که بازی Monster Hunter World یک عنوان خوب باشد (Monster Hunter بد هم مگر داریم؟) اما هیچ کسی انتظار چیزی که هم اکنون شاهدش هستیم را نداشت. استفاده از فرمول تکراری و خشک Monster Hunter و تبدیلش به عنوانی آنلاین و دم دستی، بدون حذف محتوایی که نقطه عطف قسمت‌های قبلی سری محسوب می‌شد و حتی تکاملشان برای نسل جدید، Monster Hunter World را به یکی از معدود بازی‌های اعتیادآور و جذابی تبدیل کرده که بتوانیم در دنیای عظیمش غرق شویم. بازی صدها ساعت گیم پلی را در خود جای می‌دهد و جالب اینجاست که غالباً شکایت بازیکنان از این بابت بود که چرا زمان بازی  بیشتر از این نیست. این همان چیزی است که نشان از موفقیت کپکام (Capcom) دارد.

 

۳-  Far Cry 5

بازی سال

یوبی سافت با ادامه مسیر Assassins Creed Origins تجربه‌ای جهان باز به ما ارائه داد که به جای محیطی خشک و بی‌روح، لطیف و سرشار از زندگی بود. امیدواریم این شرکت همین فرمان پیش برود. روایت Far Cry 5 نسبت به قسمت‌های قبلیش ضعیف‌تر است اما هر چیز دیگری در بهترین شکل ممکنش قرار دارد. دنیای بازی یک سندباکس درگیر کننده از مکانیک‌ها و سیستم‌های به هم پیوسته است که تجربه بی‌پایانی از فرصت‌ها و لحظات شگفت‌انگیز گیم‌ پلی را به بازیکنان ارائه می‌دهند. Far Cry همیشه به خاطر اکشن نفس‌گیر و پرهیجانش معروف بوده و ترکیبش با آزادی عمل بازیکنان (تقریباً هر کاری که دلتان می‌خواهد می‌توانید انجام دهید)، مطمئناً تصمیم درستی از سوی یوبی سافت بوده است.

 

۲- Pillars Of Eternity II: Deadfire

بازی سال

Pillars of Eternity II را می‌توان مجموعه‌ای از ویژگی‌های دوست داشتنی Pillars of Eternity به علاوه کلی مورد جدید دانست. بازی دقیقاً همان دنباله‌ای است که انتظارش را داریم. از نقاط قوت قسمت قبلی مثل سیستم فوق‌العاده مبارزات، داستان جذاب، انتخاب‌های تأثیرگذار و ساختار چند لایه دنیا بهره گرفته و آن‌ها را به شکلی زیبا گسترش داده است. Deadfire در عین حال که ویژگی‌های قسمت قبلیش مثل کوئست‌های فرعی و فهرست بلند بالای شخصیت‌‌ها را بهبود می‌بخشد، چند المان شاخص جدید مثل کشتی‌رانی و نبردهای دریایی را به بازی اضافه می‌کند. با در نظر داشتن همه این موارد، جای بسی تأسف است که برخی به این اثر فوق‌العاده کم لطفی می‌کنند.

 

۱-God of War

بازی سال

این از آن بازی‌هایی است که پس از تجربه یک ساعت اولش به معنای واقعی کلمه دهانتان نیمه باز می‌ماند. God of War بازسازی جاه طلبانه‌ای از یکی از بزرگترین فرنچایزهای سونی است و با روشی هوشمندانه این سری را به سمت نسل بعدی سوق می‌دهد. بازی از هر دو جهت داستان‌پردازی و گیم‌ پلی موفق عمل کرد. قصه سفر این پدر و پسر از آن روایت‌هایی است که روحتان را لمس می‌‎کند، اما در عین حال کاملاً به شخصیت کریتوس و تاریخچه سری وفادار می‌ماند. سیستم مبارزات کاملاً جدید شده‌ و در عین تفاوت‌های واضحی که با قسمت‌های قبلی دارد، حس آشنایی را به بازیکنان منتقل می‌کند. در مجموع به قدری ویژگی جذاب در بازی وجود دارد که بسیاری از آن‌ها را فراموش خواهیدت کرد؛ آهنگ سازی گوش‌نواز، جلوه‌های بصری زیبا، حجم زیاد و جزئیات محتوای فرعی، طراحی پرقدرت، سناریو و عمکلرد حرفه‌ای بازیگران، God of War را به شاهکار بی‌ چون و چرای ۲۰۱۸ تبدیل کرده است.

امیدواریم از این مطلب لذت برده باشید، لازم به ذکر است که این فهرست بر اساس سلیقه و تجربه شخصی گردآوری شده، پس اگر عنوانی مد نظرتان است که جایش را خالی می‌بینید نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید.

 

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷

در میانه دعوای حقوقی میان اپل و کوالکام، به نظر می‌رسد که این شرکت دیگر برای تأمین مودم‌های آیفون به کوالکام متوسل نشود و احتمالا از طریق اینتل و مدیاتک نیاز خود را تامین کند.

در حال حاضر، اپل می‌تواند مودم‌های آیفون را از طریق اینتل و کوالکام تامین کند؛ اما به شرطی که این شرکت و کوالکام مشکل حقوقی خود را حل کنند. پیش از این گزارش شده بود که احتمالا از این پس اینتل تامین‌کننده انحصاری مودم‌های آیفون خواهد بود؛ اما بر اساس اخبار جدیدی که به تازگی منتشر شده، این امر ضرورتا به این شکل نخواهد بود.

بر اساس گزارشی که بلومبرگ منتشر کرده، این چنین گمانه‌زنی‌ شده که در آینده اپل احتمالا مودم‌های خود را از طریق کوالکام و یا اینتل تامین نمی‌کند، بلکه مودم‌های خود را از مدیاتک تهیه می‌نماید. مدیاتک مدتی است که چیپ‌ست‌های انحصاری خود را می‌سازد و برای شرکت‌های تأمین کننتده قطعات و سازنده گوشی هوشمند، این اقدام را صورت می‌دهد، اما اگر این گمانه‌زنی‌ها درست باشد، این خبر برای مدیاتک بسیار خوشایند خواهد بود که مشتری بزرگ و معتبری همچون این شرکت بزرگ حوزه فناوری داشته باشد.

اما اپل سالیانه میلیون‌ها گوشی آیفون می‌سازد و هنوز مشخص نیست که آیا مدیاتک می‌تواند از عهده این میزان تولید بربیاید یا خیر. این احتمال وجود دارد که این شرکت از هر دو کمپانی اینتل و مدیاتک شروع کند و در ابتدای کار حجم بیشتر مودم‌ها توسط اینتل تامین شود. البته، در عین حال باید اطلاعات بیشتری از این برند کسب نماییم، چرا که پیش از این گزارش شده بود که اپل قصد دارد تا مودم‌های نسل پنجم یا ۵G را خودش بسازد تا اتکای خود به شرکت‌های ثالث را کاملا کاهش دهد.

پیش از این گزارش شده بود که کوالکام در جبهه‌های مختلفی علیه این غول حوزه فناوری دادخواست داده است. براساس اخبار، دادگاهی در آلمان مشغول پیگیری دادخواست کوالکام بر ضد سازنده گوشی‌های آیفون است. کوالکام ادعا می‌کند که اپل بر اساس گواهینامه ثبت اختراع این شرکت، از چیپ‌ست‌های اینتل استفاده کرده است. چند وقتی است که اپل به جای خرید از کوالکام، به اینتل روی آورده و کوالکام جواب این چرخش ناگهانی را با این حرکت داده است.

حال با تمام این ماجراها، باید صبر کنیم تا ببینیم این حدسیات تا چه حد به واقعیت تبدیل می‌شود.

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

اگرچه همراه کردن مردم با خود و تاثیر‌گذاری ذهنی و عملی بر روی جمعیتی زیاد، تنها در عمل مشخص می‌شود اما رهبران کاریزماتیک در سراسر جهان دارای صفات مشترکی هستند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت،

در سراسر جهان رهبران کاریزماتیک صفات شخصیتی دارند که نقش آن‌ها را در زندگی مردم تحت رهبری آن‌ها بسیار پررنگ کرده است. رهبران تحول گرا اغلب به شدت کاریزماتیک هستند زیرا قادر به ایجاد و حفظ سطح قابل توجه تغییر در سازمان هستند. در ادامه به ۱۰ مورد از برحسته ترین ویژگی‌های رهبران کاریزماتیک اشاره می‌کنیم:

۱٫ ارتباط

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

رهبران کاریزماتیک، ارتباط فوق العاده‌ای در برقراری ارتباط دارند. این قابلیت برقراری ارتباط در این رهبران کمک می‌کند تا در طول زمان بتوانند کارکنان خود را مدیریت کنند و آن‌ها را در سختی‌ها یاری کرده و در مواقعی که سازمان در اوج عملکرد خود است، آن را همچنان در اوج نگه دارند. رهبران قادرند که در یک محیط اجتماعی و تعاملی به آسانی و البته با تاثیر زیاد، ارتباطات موثر ایجاد کنند.

۲٫ بلوغ

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

اگرچه رهبران کاریزمایتک شخصیتی بسیار قدرتمند دارند، اما شخصیت آن‌ها کاملا بالغ شده و به رشد رسیده است. آنها به تسلط بر دیگران به تنهایی اعتقاد ندارند، آنها بر اساس عقل و دانش خود که در طول سال‌های زندگی و کسب تجربه انباشته شده است، بر دیگران برتری می‌یابند و در همه موارد به صورت بالغ و مسئولانه رفتار می‌کنند.

۳٫ نوع‌دوستی

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

رهبران کاریزماتیک همه حس فروتنی و نوع‌دوستی زیادی دارند. آن‌ها برای کارمندان خود ارزش زیادی قائلند و به نگرانی‌ها و دغدغه آن‌ها کاملا گوش می‌سپارند و آن‌ها را همراهی می‌کنند. رهبران کاریزماتیک حس ارزش مند بودن را در کارمندان خود بیدار می‌کنند و نشان می‌دهند که مشارکت و عدم مشارکت آن‌ها در سازمان تاثیر زیادی دارد. رهبران کاریزماتیکی که با کارمندان خود خوب رفتار می‌کنند، به نوعی برای آن‌ها الهام بخش هستند.

۴٫ احساس و مهربانی

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

رهبران کاریزماتیک رفتار محبت آمیزی دارند. تاثیر زیاد بر روی کارمندان به تنهایی راهگشا نخواهد بود، چرا که تاثیر گذار بودن به صورت مداوم، بدون اینکه احساساتی در کار باشد، در نهایت منجر به یک حس دیکتاتورمانند می‌شود. همدلی، صداقت و شکیبایی و مهربانی با کارمندان می‌تواند فاصله بین موفقیت و عدم موفقیت یک رهبر کاریزماتیک را رقم بزند.

۵٫ کاریزماتیک بودن درونی

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

کایزماتیک بودن می‌تواند دائمی نباشد. اگر شما فردی هستید که می‌توانید با رفتار و یا حتی پوشش عجیب و غریب خود توجه دیگران رابه خود جلب کنید، گرچه وجود شما را می‌توان کاریزماتیک برشمرد، اما این کاریزماتیک بودن قطعا دائمی نخواهد بود. کاریزماتیک اصلی زمانی شکل می‌گیرد که شما در درون خود آن را تقویت کرده باشید و در بیرون شما نمود پیدا کند. ظاهر اولیه شما تاثیر گذاری را شروع می‌کند اما قدرت درونی شما آن را پایدار نگه خواهد داشت.

۶٫ اعتماد به نفس

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

بدون شک رهبران کاریزماتیک افراد با اعتماد به نفسی هستند. آن‌ها همیشه نیمه پری از مردمان جامعه و یا کارمندان خود هستند و از این وضعیت خود کاملا راضی‌اند. آن‌ها خود را به خوبی شناخته اند و قصد ندارند کس دیگری جز خودشان باشند. رهبران کاریزماتیک آن قدر اعتماد به نفس دارند و آن قدر به توانایی هایشان ایمان دارند که می‌توانند با خیالت راحت خودشان باشند!

۷٫ زبان بدن

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

یکی از اولین چیزهایی که شما از یک رهبر کاریزماتیک می‌بینید، زبان بدن بسیار صمیمانه، باز و مثبت آن‌ها است. آنها تماس چشمی برقرار می‌کنند و همواره لبخند می‌زنند؛ خود را به بهترین شکل به غریبه‌ها معرفی می‌کنند؛ در برقراری ارتباط زبانی اشاره ای مهارت زیادی دارند و به راحتی با حرکات سنجیده خود روی دیگران تاثیر می‌گذارند.

۸٫ مهارت‌های شنیداری

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

رهبران کاریزماتیک شنوندگان بسیار خوبی هستند. هنگامی که آن‌ها به سخنان شما گوش می‌دهند، شما هیچ گاه از حرف زدنتان خجالت نمی‌کشید و زیر فشار قرار نمی‌گیرید. یک رهبر کاریزماتیک به آنچه که طرف مقابلش می‌گوید کاملا گوش می‌دهد و به موضوع علاقه نشان می‌دهند.  آنها در گفتگو شرکت می‌کنند و با همدلی راهکار‌های مناسب ارائه می‌دهند.

۹٫ خود نظارتی

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

یکی از صفات رهبران کاریزماتیک آن است که دوست دارند خودشان را از بیرون ببینند. آنها از شخصیت قدرتمندشان آگاهی دارند و این واقعیت را می‌دانند که کارمندان و پیروان آن‌ها دائما در حال تماشای آن‌ها هستند. به همین دلیل، آن‌ها همواره به این موضوع توجه دارند که یک تصویر زیبا و ماندگار از خود در ذهن اطرافیان به جا بگذارند و این جز با خود نظارتی و کنترل رفتار‌های شخصی میسر نخواهد بود.

۱۰٫ بهبود دائمی خود

رهبری کاریزماتیک / charismatic leadership

دمینگ، مبتکر چرخه PDCA است. این چرخه به ما می‌گوید که همیشه راهی برای بهتر شدن و بهتر کردن خودمان داریم. یک رهبر کاریزماتیک می‌داند که دارای ویژگی‌های خاصی است که او را از دیگران متمایز می‌کند و همین ویژگی‌ها هستند که او را جذاب کرده و نظر بقیه را به او جلب می‌کنند. مهم ترین بخش ویژگی‌های یک رهبر کاریزماتیک این است که او همواره ویژگی‌های متمایز خود را بهبود می‌بخشد.

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

محققان دانشکده پزشکی دانشگاه ملی سئول در کره جنوبی دریافته‌اند که کم خوابی و زیاد خوابیدن هر دو از عوامل افزایش وزن و چاقی محسوب می‌شوند.

براساس پژوهش تازه ای که در دانشکده پزشکی دانشگاه ملی سئول کره جنوبی انجام شده است، وزن با کم خوابی و خواب بیش از حد مرتبط است. این تحقیق که اخیرا در مجله سلامت عمومی بی ام سی (BMC) منتشر شده است، ۱۳۳۶۰۸ نفر بین رده سنی ۴۰ تا ۶۹ سال را مورد ارزیابی قرار داده است. براساس نتایج این تحقیق، خوابیدن بیش از حد تاثیر منفی بر میزان کلسترول نیز خواهد داشت.

کم خوابی

در این تحقیق مردان و زنان با بیش از ده ساعت خواب شبانه و کمتر از شش ساعت خواب شبانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. تاثیرات کم خوابی و خواب زیاد، بین هردو گروه زنان و مردان تقریبا یکسان بود و تنها تفاوت اندکی میان این دو گروه مشاهده گردید. براساس یافته‌های این پژوهش، کم خوابی و زیاد خوابیدن هردو موجب افزایش وزن و سندروم متابولیک می شوند؛ البته وقتی زیاد از حد بخوابید، شدت تاثیرات بمراتب بیشتر می شود.

به استناد یافته‌های پژوهش مزبور، مردان با خواب شبانه کمتر از شش ساعت، دور کمر بیشتری داشتند، درحالیکه خواب شبانه بیشتر از ده ساعت با میزان تری‌گلیسیرید بالاتر و دور کمر بسیار بزرگتر همراه بود. همین یافته‌ها در مورد زنان نیز صدق می‌کند؛ البته تاثیرات در میان زنان با ساعت خواب طولانی تر بمراتب بدتر بودند. میزان قند خون زنان با خواب شبانه بیشتر از ده ساعت بالاتر بود و میزان کلسترول خوب (HDL) در این گروه کمتر مشاهده گردید. از میان داوطلبان شرکت کننده در این پژوهش، تعداد افراد کم خواب نسبت پرخواب ها بیشتر بود. نتایج موید وجود تفاوت جنسیتی در تاثیرات الگوی خواب نامنظم هستند. زیادخوابیدن برای زنان به نسبت مردان دغدغه پررنگ تری محسوب می شود. اما چه چیزی باعث چاقی شکمی و دور کمر زیادتر می شود؟ محققان می‌گویند احتمالا بخاطر تغییرات هورمونی است که باعث افزایش اشتها می‌شود.